تبليغاتX
وبلاگ تربیت بدنی و علوم ورزشی

بسم الله

موضوع پایان نامه

دانشجوی ارشد یا دکتری ک باشی دغدغه ای ب نام موضوع پایان نامه مثل سایه از همان اول شبانه روز فکر آدم را درگیر می کند. اگر گرایش داشته باشی خوشبخت تری اما وای ب حالت می شه وقتی ک دانشجوی عمومی تربیت بدنی باشی ک البته بعد از من بساط گرایش عمومی برچیده شد . . .

انتخاب موضوع، استاد راهنما و مشاور تازه خان اول از هفت خان پایان نامه ست و مهم ترینش، که اگر حساب شده و اصولی انتخاب شده باشند کمک موثری برای ادامه کار هستند . . .

چند نکته ای ک برای خان اول مهم است :

موضوع

-         دقت کنید ک شما دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد یا دکتری هستید، لطفا دین خود را نسبت ب رشته تحصیلی، حیطه کاری و وجهه اجتماعی خود ادا کنید، موضوعی برای ارائه تز خود انتخاب کنید ک گوشه ای از چاله ها را پر کند و بعضی از دردها را دوا باشد !!!

-         بهتر است با افرادی ک با وزارت ورزش، فدراسیون های ورزشی، ادارات تربیت بدنی ارگان های مختلف مثل : آموزش و پرورش، شهرداری، بنیاد جانبازان و معلولین و بهزیستی، ارتباط دارند مشورت کنید. در این صورت علامت سوال ها و چاله ها و دردهایی ک باقی ست را می یابید...

-         فکر نکنید با انتخاب سریع موضوع راحت شده اید ... علاوه بر در نظر گرفتن مراحل انجام پژوهش به بعد از آن هم بیاندیشید. بعد از دفاع یا حتی قبل تر از آن برای ارائه مقالات مستخرج از پایان نامه بسیار با موضوع و زمینه ای ک در نظر گرفته اید سروکار دارید. موضوعی انتخاب کنید ک برای ارسال و ارائه در همایش ها و فصلنامه های پژوهشی حرفی برای گفتن داشته باشد.

-         در آخر هم اگر دانشجوی بی حالی هستید و هدف از ادامه تحصیل در این مقطع فقط افزایش وجهه اجتماعی و حقوق و مزایا می باشد، موضوعی انتخاب کنید ک با کپی کردن از چند پایان نامه و پخش کردن چند پرسشنامه و خرج کردن مبلغی برای ویرایش و موارد آماری بتوان سر و تهش را یکی کرد !!! و از همان اول هم ب اساتید محترم تان تفهیم نمائید ک توقع زیادی از شما نداشته باشند ...

استاد راهنما و مشاور

-         برای انتخاب استاد راهنما مثل من تمام اساتید را تست کنید ! وقت زیادی نمی برد. برای جلسه اول دست خالی نباشید. چند موضوع و حیطه مختلف با خود داشته باشید و کمی اطلاعات راجع ب هریک ...

-         استادی برای راهنمایی انتخاب کنید ک برای ارتباط برقرار کردن با ایشان دچار مشکل نشوید. این ارتباط می تواند کلامی باشد (یعنی حرف یکدیگر را متوجه شوید !!! و احتیاج ب مترجم نداشته باشید. بعضی از اساتید بسیار تخصصی، کلی و حرفه ای صحبت می کنند ...) و این ارتباط حضوری می باشد ! (استاد باید در دسترس باشد نه نیمی از سال خارج از شهر یا کشور و نیمی دیگر no response to paging  !!! )

-         با استاد مشاور زیاد ارتباطی نخواهید داشت ... (البته برای موضوعاتی چون پایان نامه من ک هر دو استاد مشاورم مانند استاد راهنما یاریم کردند استثنا می باشد). دقت کنید ک استاد مشاور با استاد راهنما هم نظر و عقیده باشد. همچنین حتما مد نظر داشته باشید ک این اساتید مکمل یکدیگرند، همان جلسات اول سعی کنید ضعف های استاد راهنما را متوجه شوید و استاد مشاوری ک در آن حیطه قوی است را انتخاب کنید، مثلا اگر استاد راهنما در مسائل آماری مربوط ب پایان نامه زیاد نمی تواند کمک تان کند استاد مشاوری انتخاب کنید ک در این زمینه قوی باشد ...

-         از همان ابتدا تعارف را کنار بگذارید و هر حرفی دارید در جلسات حضوری خدمت اساتید بفرمائید. یک دفترچه داشته باشید، سوالات و مشکلاتی ک با آنها سروکار دارید و راهنمایی های اساتید را یادداشت کنید.

-         در پایان هم پیشنهاد می کنم با یکی دو تن از دانشجویانی ک از خان دفاع ! گذشته اند طرح دوستی بریزید، چون ب تجربیات آنان در مراحل گوناگون نیاز دارید. (البته هستند کسانی ک با پرسیدن چند سوال فکر می کنند شما می خواهید پایان نامه شان و مقالات شان را بخورید ! نه تنها کمکی ب شما نمی کنند بلکه ممکن است اطلاعات غلط هم ب شما بدهند)

اینجانب با تمام تجربیاتم از طریق همین وبلاگ در خدمت دانشجویان محترم هستم.

در مطلب بعدی چند موضوع پایان نامه ک بیشتر ب گرایش مدیریت ورزشی مربوط است را ارائه می نمایم (:

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در پنجشنبه 1391/01/17 و ساعت 10:51 |
یا لطیف
 
 
كتابخانه‌ آنلاين دانشگاه‌هاي آزاد به صورت يكپارچه ايجاد شد و امكان دسترسي و مشاهده آنلاين و رايگان چكيده پايان‌نامه‌ها در اين سايت فراهم شده است. به عنوان مثال: نمونه چكيده پايان‌نامه اي درباره روابط عمومي الكترونيك را از اينجا دانلود كنيد. [PDF-178K]
 بر اين اساس تمامی کتابخانه‌های دانشگاه‌های آزاد اسلامی در سراسر کشور به سیمرغ مجهز خواهند شد. پیامد این امر برای واحدهای دانشگاهی، اتصال به شبکه متمرکز اطلاعات و نیز تجهیز به سیستم امانات بین کتابخانه‌ای است.
سایر کتابخانه‌های واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی نیز به مرور زمان به نرم‌افزار کتابخانه سیمرغ مجهز خواهند شد ‌و این روند تا اتصال تمام واحدهای دانشگاهی در سراسر کشور به شبکه متمرکز سیکا ادامه می‌یابد.
 

 

 
برای دسترسی به سیستم یکپارچه کتابخانه‌های دانشگاه آزاد اسلامی (سیکا) می‌توانید به آدرس sika.iau.ir مراجعه کرده و یا از لینک اصلی دانشگاه آزاد اسلامی و یا لینک مستقیم سیکا که در زیرآورده شده است استفاده نمایید.

سیستم یکپارچه کتابخانه‌های دانشگاه آزاد اسلامی (سیکا)


پی نوشت : با تشکر استاد بزرگوار آقای دکتر حسین امامی
http://prblog.blogfa.com/post-593.aspx
+ نوشته شده توسط مهره اضافه در پنجشنبه 1390/12/25 و ساعت 12:29 |
یا لطیف

کتاب "مهارت نوشتن" منتشر شد

نویسندگان این کتاب بر این باورند که نوشتن به عنوان یکی از مهارت های ارتباطی، نقش موثری در زندگی فردی واجتماعی انسان دارد.
با این اعتقاد کتاب حاضر توسط آقای دکتر حمید قاسمی، خانم دکتر سارا کشکر و خانم لیلا ایزدپرست با عنوان مهارت نوشتن و تاکید بر اصول اولیه
نگارش، خبرنویسی، گزارش نویسی اداری، گزارش نویسی مطبوعاتی، گزارش نویسی علمی، مقاله نویسی، رزومه نویسی و کتاب نویسی تدوین شده است.
این کتاب به دو صورت فیزیکی و الکترونیک منتشر شده است که استفاده از مجلد الکترونیک آن برای عموم آزاد و رایگان است.
هرگونه راهنمایی تکمیلی و اصلاحی مزید امتنان نویسندگان خواهد بود.

جهت دانلود مستقیم به سایت آقای دکتر حمید قاسمی مراجعه نمائید.


پی نوشت : این کتاب مانند دیگر کتب اخیر اقای دکتر قاسمی و خانم دکتر کشکر کتابی ست شدیدا مفید (کار راه بنداز) و سودمند (به درد بخور) که در نهایت روانی و سادگی تهیه و تدوین شده است.

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در دوشنبه 1390/12/08 و ساعت 18:4 |
یا لطیف

کاملا با ربط

حضرت آیت الله خامنه ای :
یکی از کمبودهای پرداختن به ورزش، كمبود فضاى معنوى و فرهنگى در ورزش است. يعنى در محيط ورزش، سعى نشده فضاى فرهنگى اسلامى و سالمى حاكم باشد. نه اين‌كه ورزشكاران ما آدمهاى خوبى نيستند؛ نخير، آدم هاى بسيار خوب و مؤمن و متّقى و پرهيزكار در ميانشان هست؛ منتهى فراتر از اين بايد باشد. محيط ورزشى ما بايد محيط عفيفى باشد. عفّت، معناى خيلى عجيب و وسيعى دارد. سلامت نفس يك انسان، در هرجايى خودش را نشان مى‌دهد. محيط ورزش، بايد محيط عفيف باشد. در آن بايستى هرزگى، شلختگى و هر چيز غير عفيفانه مشاهده نشود. ما بايد اين فضا را در محيط ورزشمان به وجود آوريم و اگر اين باشد، در دنيا خواهد درخشيد و ورزش ما ستاره خواهد شد.

این متن از نوشته های "حسین قدیانی" می باشد.

حریم خصوصی فوتبال حرفه ای

یک: حواشی فوتبال گاهی آنقدر بر متن آن می چربد، که بعضا بالی برای ورزش، جای خود را به وبالی روی گردن تغییر می دهد. فوتبال از جمله طولانی ترین ورزش هاست. بگذریم که مقدمه و موخره ۹۰ دقیقه مسابقه فوتبال، خیلی بیشتر از یک ساعت و نیم زمان رسمی مسابقه است.  

دو: زیاد خوانده ام زندگی نامه ستاره های فوتبال را. از پائولو مالدینی بگیر تا دل پیرو. خیلی ها و خیلی ها. از قدیمی ها تا همین ستاره های فعلی. باری که خاطرات پپ گوآردیولا را می خواندم، نکاتی دستگیرم شد که تقریبا در زندگی فوتبالی همه این ستاره ها یکسان است. از لا به لای خاطرات مربی فعلی بارسلونا و کاپیتان قبلی تیم آبی اناری، دستگیرم شد که ستاره های جهان فوتبال، هر چه سرشناس تر می شوند، و هر چه بیشتر پول می گیرند، تعهدشان به باشگاه بیشتر می شود. جایی پپ از خاطرات دوران ماضی اش نوشته بود؛ «از وقتی کاپیتان بارسلونا شدم، دیگر اختیار خواب و خوراک، حتی نفس کشیدنم، دست مقررات سفت و سخت باشگاه بود و همه از من توقع داشتند که خط قرمزها را رعایت کنم. انگار مال خودم نبودم. مال باشگاه بودم. هر جایی نباید می رفتم، هر کاری نباید می کردم، هر حرفی نباید می زدم، هر لباسی نباید می پوشیدم، چون که من کاپیتان بارسلونا شده بودم و حالا نفس کشیدنم هم زیر ذره بین بود».

سه: مرز میان فوتبال، با سیاست و اخلاق و فرهنگ و زندگی و رسانه، از بین رفته است. این روزها برای خواندن مقالات فوتبالی، اصلا لازم نیست که روزنامه های ورزشی بخری، یا صفحات ورزشی جراید کثیرالانتشار را بخوانی. حتی در صفحات سیاسی، تیتر یک روزنامه ها، صفحات اجتماعی و اقتصادی و حوادث و سبک زندگی و… پر است از فوتبال و حواشی اش. در همه جای دنیا، فوتبال در پوست و گوشت و استخوان ملت ها نفوذ کرده. اگر روزگاری، فلان صاحب نظر بین المللی ادعا کرده بود که از روی رانندگی یک ملت، می توان پی به فرهنگ شان برد، اما امروز شاید فوتبال یک ملت، بیانگر فرهنگ یک ملت باشد. متاسفانه یا خوشبختانه همین طور است. شما گمان می کنید چرا این همه دولت ها، سعی دارند که حتما تیم فوتبال شان راهی جام جهانی شود؟! فوتبال، خلاصه ای از فرهنگ ملت ها شده، و چه بسیار که ملت ها را، جهانیان از روی تیم ملی فوتبال شان می شناسند. هر ستاره ای در هر کشوری، قبل از آنکه بازیکن فلان پست تیم ملی یا بهمان پست تیم باشگاهی اش باشد، سفیر فرهنگی آن ملت است. بخواهیم یا نخواهیم، خیلی از ملل جهان، حتی مسلمانان، بعد از شنیدن نام ایران، می گویند «علی دایی». اتفاقی که سال پیش در حج، به عینه شاهدش بودم.

چهار: حتما شما هم تصدیق می کنید که دیوید بکام، بسیار بزرگ تر از شیث رضایی و محمد نصرتی است، اما همین بازیکن، روزگاری که حاشیه اش در منچستر، از حد گذشت، عذرش خواسته شد. اصولگرا بودن باشگاه های بزرگ فوتبال، آنقدر هست که روزی پپ گوآردیولا به فلان نشریه ورزشی معتبر اروپا گفته بود؛ «آنقدر که به من، بکن و نکن می گویند، و آنقدر که به من به عنوان کاپیتان اسپانیا امر و نهی می شود، به وزیر امور خارجه نمی شود».

پنج: فرهنگ ملت ها با هم تفاوت دارد، اما فرهنگ، فرهنگ است و هر جایی و هر فرهنگی، عرفی دارد که توی ستاره مجبوری خیلی چیزها را مراعات کنی، و الا تنبیه می شوی، از رقم قراردادت کسر می شود، حتی ممکن است از تیم اخراج شوی، یا کلا از صحنه ورزش طرد شوی. در این مقام با احدی هم شوخی ندارند. در فوتبال حرفه ای، بازیکن، پول حرفه ای می گیرد تا در قبال آن، تعهداتش به موازین باشگاه، حرفه ای باشد. گوآردیولا جایی گفته بود؛ «ما بازیکنان باشگاه آبی اناری نیستیم، بلکه سربازان بارسلونا هستیم و در هتل و رستوران و پیاده روی شهر و هنگام رانندگی، یعنی در همه جا نماینده باشگاه به حساب می آییم و اختیارمان دست بارسلوناست».

شش: فوتبال ما حرفه ای هست و نیست. بازیکنان ما پول حرفه ای می گیرند، اما به جز ساعت تمرین و مسابقه، مابقی را در اختیار خودشان اند، نه باشگاه. هر ساعتی که دل شان بخواهد می خوابند و هر کجا که دل شان بخواهد می روند و کسی هم اگر انتقادی به ایشان کند، متهم می شود که دارد در زندگی خصوصی آدم ها دخالت می کند.

هفت: فوتبال ما، بلکه ورزش ما کاریکاتوری از حرفه ای بودن است. ستاره های ورزشی مان به شورای شهر و مجلس می روند، در عوض، سیاستمداران ما که با ادبیات فوتبال به شدت بیگانه اند، فقط چون در کودکی، گل کوچک بازی کرده اند، -که در صداقت همین ادعا هم شبهات اساسی است!- مدیر پرسپولیس می شوند. این چنین است که حتی شادی بعد از گل هم، غم افزا می شود.

هشت: در همه جای دنیا رسم است که ستاره های فوتبال از دل محروم ترین طبقات رشد و نمو پیدا می کنند، اما در ازای پولی که می گیرند و در ازای شهرتی که به هم می زنند، تربیت می شوند، تنبیه می شوند. در ایران اما، بازیکنی که تا یکی دو سال پیش، حتی پول بلیط رفتن به سر تمرین تیم را هم نداشت، ناگهان با بنز و بی ام و تردد می کند. هم به پول رسیده و هم به شهرت، اما فرهنگ این ۲ را پیدا نکرده. البته قطعا نمی خواهم همه بازیکنان مان را با یک چوب برانم، و حتی معتقد هم نیستم که مقصر اصلی ایشان اند، لیکن ما داریم ادای حرفه ای ها را در می آوریم.

نه: روزگاری مجید جلالی گفته بود؛ «انقلاب اسلامی وارد فوتبال نشده». نه! اشتباه نشود. منظور «آقامعلم» اصلا این نبود که ما باید فوتبال انقلابی و یا فوتبال اسلامی داشته باشیم، بلکه سخن بر سر مفاهیمی است که باید عوض شود. اگر در خیلی از جاهای دنیا، فوتبال به اقتصاد کمک می کند، مع الاسف در ایران، جیب ستاره های فوتبال، عمدتا از کیسه بیت المال پر می شود.

ده: حتی بعد از حاشیه اخیر هم، معتقد نیستم که مشکل فوتبال ما نحوه شادی بعد از گل فلان بازیکن است یا بهمان ستاره. مشکل فوتبال ما این است که از دریبل های مسی لذت می بریم، بدون آنکه بدانیم مسی برای مسی شدن، اغلب مجبور است نفس خود را دریبل بزند؛ زود بخوابد، سرباز باشگاهش باشد، به تعهداتش پایبند باشد و چه و چه. از اینها گذشته، فوتبال ما حرفه ای نیست، چون تماشاگر ما حرفه ای نیست، چون رسانه ما حرفه ای نیست، چون مدیر ما حرفه ای نیست و چون رئیس فدراسیون فوتبال ما حرفه ای نیست. لابد رسانه های ورزشی ما هم فوتبالی نیستند که حالا دنیای فوتبال، ما را به شادی خاص بعد از گل مان می شناسد، و از یاد برده که همین چند ماه پیش، جوانمردترین بازیکن فوتبال، به روایت فیفا از دل همین فوتبال نیم بند ما بیرون آمد. حالا به جای امین متوسل زاده، همگان فوتبال ما را به شیث رضایی می شناسند. مبارک است!

***

باید مراقب حریم خصوصی فوتبال حرفه ای بود؛ آنچه دارد از دست این می رود، این است!  

روزنامه جوان/ ۱۴ آبان ۱۳۹۰

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در چهارشنبه 1390/08/18 و ساعت 10:40 |

یا لطیف

جنگل ابر از قدیمی‌ترین و زیباترین جنگلهای ایران است که با گونه‌های گیاهی و جانوری نادر، یکی از منحصر به فردترین زیست‌بوم‌های ایران محسوب می‌شود. این جنگل در حدود ۵۰ کیلومتری شمال شرق شهر شاهرود در استان سمنان و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر و در استان گلستان در کنار روستای ابر قرار دارد

  •  از همان ابتدا، ابــر. . .

  • راه بر که داشته باشی راه را پیدا می کنی، حتی در مه !

 

 

 

 

 

 

 

 

  • این یک کلبه ی رویایی نیست، گوسفندسرایی ست در مه !! 

  •  بفرمائید چای . . .

 


پی نوشت : با تشکر از دوست خوب یاسین ک با این پست بلاگ مارا از کپک زدگی نجات داد (:

  

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در پنجشنبه 1390/07/21 و ساعت 13:23 |
 یا لطیف
کاملا با ربط
حضرت آیت الله خامنه ای :
تاريخ بشر، تاريخ انديشه‌ها و افكار است، انديشه‌ها و آرايی كه در رشد و نمو افراد و جوامع تأثير زيادی داشته و منشأ تحول درونی آنها شده است. جايگاه امام علی(ع) در تاريخ انديشه‌های بشری، بسی والا و بزرگ است.
تقدیم به مولی الموحدین حضرت علی (ع)
 
آسمان دل غربتکده‌ام بارانیست                    ابری‌ام، دیده ماتم‌زده‌ام بارانیست

مثل پراونه پرم در به در سوختن است            گریه شمع نهان زیر سر سوختن است

این چه داغیست که جان همه را سوزانده      در دل قبر، دل فاطمه را سوزانده

حسن از هیبت نامش جملی را انداخت         باورم نیست که یک ضربه علی را انداخت

باورم نیست که خیبرشکن از پا افتاد              حضرت واژه برخاستن از پا افتاد

باورم نیست که شبگردترین مرد چنین            روز پیچیده در این بستر پر درد چنین

کم نمکدان تو را هر که نمک خورد، شکست    باز با زخم سرت کعبه ترک خورد، شکست
"صابر خراسانی " 
جمعیت زیادی دور حضرت علی (ع) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
-علی (ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید :
یا اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید:
-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
- در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یاثروت؟
-حضرت‌علی (ع) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
-نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.
-حضرت‌ علی (ع) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
-با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.
مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی (ع) وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
-امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.
-در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،
-که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…
-نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
گاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
-یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی (ع) مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: گر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.
پیامبر اسلام (ص)
"من شهر دانش و آگاهی هستم و علی دروازه ورود به آن شهر"
 
+ نوشته شده توسط مهره اضافه در دوشنبه 1390/05/31 و ساعت 14:54 |
 

اولین همایش ملی تفریحات ورزشی

زمان برگزاری آبان ۱۳۹۰

اهداف همایش:
1- توسعه و ترویج دانش در زمینه تفریحات ورزشی
2- بستر سازی و زمینه سازی جهت کاربرد دانش تفریحات ورزشی
3- شناسایی و تشویق پژوهشگران و صاحبنظران در حوزه تفریحات ورزشی
4- تقویت روابط و تعامل بین سیاستگذاران و پژوهشگران و اساتید حوزه تفریحات ورزشی

محور های همایش:

- اقتصاد و تفریحات ورزشی
- جامعه و فرهنگ در تفریحات ورزشی
- امکانات، تجهیزات و فضاها در تفریحات ورزشی
- مدیریت برنامه ریزی تفریحات ورزشی
- سلامت و بهداشت در تفریحات ورزشی

برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.

 

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در شنبه 1390/05/15 و ساعت 15:7 |
یا لطیف

کاملا با ربط :

حضرت آیت الله خامنه ای :

یکی از کمبودهای پرداختن به ورزش، كمبود فضاى معنوى و فرهنگى در ورزش است. يعنى در محيط ورزش، سعى نشده فضاى فرهنگى اسلامى و سالمى حاكم باشد. نه اين‌كه ورزشكاران ما آدمهاى خوبى نيستند؛ نخير، آدم هاى بسيار خوب و مؤمن و متّقى و پرهيزكار در ميانشان هست؛ منتهى فراتر از اين بايد باشد. محيط ورزشى ما بايد محيط عفيفى باشد. عفّت، معناى خيلى عجيب و وسيعى دارد. سلامت نفس يك انسان، در هرجايى خودش را نشان مى‌دهد. محيط ورزش، بايد محيط عفيف باشد. در آن بايستى هرزگى، شلختگى و هر چيز غير عفيفانه مشاهده نشود. ما بايد اين فضا را در محيط ورزشمان به وجود آوريم و اگر اين باشد، در دنيا خواهد درخشيد و ورزش ما ستاره خواهد شد.

این متن از سایت "حسین قدیانی" انتخاب شده است.

اخلاق یا وجدان؟!

به نظر شما کار خیلی سختی است که مثلا یک فوتبالیست، قانون سقف قرارداد را رعایت نکند؟! آیا نمی توان به جز قراردادهای رسمی، توافق مخفیانه با مدیران باشگاه داشت؟! دور زدن قانون، فقط کار یقه سفیدها و دانه درشت ها نیست. بخش مهمی از ما مردم، یا مالک هستیم، یا مستاجر، و اگر بتوانیم، بدمان نمی آید دور بزنیم قانون را. اینجاست که خیلی از قراردادها در بنگاه معاملات املاک بسته نمی شود، و تازه، مگر در بنگاه، گاه و بی گاه قانون را دور نمی زنند؟! این روزها گم شده اصل کاری ما “اخلاق” و “وجدان” است، نه “قانون” و “قرارداد”. به خصوص که بعضا بد تنظیم می کنیم مقررات را. فوتبالیستی که پارسال در ازای یک فصل، به جز پاداش و فقط به عنوان دست مزد، رقمی نزدیک به یک میلیارد گیرش آمده، آیا می تواند تن به قانونی بدهد که به موجب آن در فصل جدید، تنها باید به رقمی دور و بر ۳۰۰ میلیون قناعت کند؟! بدیهی است نمی تواند و دنبال مفری از این مقر و قرارداد و مقرارت می گردد. لازم باشد دروغ هم می گوید. مجبور شود که دروغ خود را توجیه کند، دروغ بعدی. من اگر به دروغش حق ندهم، به این نکته حتما حق می دهم که قانون را باید درست نوشت. به هر حال بازیکن ملی پوش، احساس می کند، از بازیکن غیر ملی پوش، گران تر است و این احساس، البته طبیعی است. این احساس، یعنی اعتراض به بی عدالتی، اما سال گذشته که فلان بازیکن ملی پوش از تیم باشگاهی اش یک میلیارد گرفت، در همین کشور چند معلم و کارمند و کارگر و مغازه دار و استاد و شاگرد و دانشجو صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتند؟! باور نمی کنم که مشکل بی عدالتی، فقط با وضع قانون حل شود. همچنان که وقتی فلان فوتبالیست، فرهنگ زندگی حرفه ای ندارد، تو نمی توانی به جای اخلاق که به او یاد نداده ای، قانون برایش وضع کنی. اخلاق بر قانون، و وجدان بر قرارداد مقدم است. فوتبالیستی که رشد گلدکوئیستی داشته و ملزومات شهرت و ثروت را برایش تعریف نکرده ایم و یادش نداده ایم، سخت است با قانون، دست و پایش بسته شود. قصور خود در ترویج اخلاق و فضیلت و وجدان و معرفت را نمی توان بر گردن نحیف قوانین و مقررات انداخت. این روزها می بینم که ما مشغول فاتحه خواندن بر قبری هستیم که مرده ندارد! ضعف اصل کاری جای دیگری است، که قانون را راحت می توان دور زد، به خصوص که تند و عجولانه نوشته شده باشد. مهم تر از داشتن شهرت و ثروت، فرهنگ آن است. کی و کجا این فرهنگ را به فوتبالیست تازه به دوران رسیده یاد داده ایم؟! اگر آب از سرچشمه گل آلود باشد، اگر شهرت و ثروت باشد و فرهنگش نباشد، اگر اخلاق و وجدان نباشد، قانون به تنهایی قادر نیست ابروی نازک فلان فوتبالیست را برگرداند به همان حالت مردانه. قانونی که دیدیم و واضح دیدیم که در همین فصل گذشته لیگ برترمان جواب نداد. تا فرهنگ زندگی حرفه ای و فرهنگ پول کلان را برای فوتبالیست مشهور جا نینداخته ایم، زیاد نباید از قانون سقف قرارداد توقع داشت. قانونی که دیر یا زود باید نوشته می شد، اما گمانم درست نوشته نشد. قانونی که هر چه هست، اما قانون است و لازم الاجرا، اما همین قانون، در نبود خیلی چیزهای مهم و حیاتی دیگر، به شدت احساس تنهایی می کند، و سر همین دور زدنش کار بسیار راحتی است. قانون، بدون اخلاق، و مقررات، بدون وجدان، همین می شود که امروز وقتی پای سخن محرمانه فلان فوتبالیست و بهمان مربی و آن مدیر باشگاه و آن مدیر برنامه می نشینی، حرف هایی می شنوی و اعترافاتی می بینی، که دلت را می سوزاند برای مظلومیت قانون. برای اینکه بی اخلاق، کاری از قانون ساخته نیست. قانون را بشر می سازد، اخلاق از دریچه وحی است؛ کدام مهم تر است؟! فلسفه بافی را بگذاریم کنار. در زندگی روزمره من و تو و آن دیگری، اخلاق، حیاتی تر است یا قانون؟! اخلاق که نباشد، باید قبول کرد، اولین قانون، بی قانونی است. هفته گذشته در چند بنگاه معاملات املاک دیدم این بی قانونی را که خود یک قانون شده بود برای خود!! هم الان آنقدر که به سبب ایام ماضی و دوره جوانی، با چند فوتبالیست ارتباط دارم، می شنوم که برای دور زدن قانون سقف قرارداد، خودشان در پستو برای خودشان قانون وضع کرده اند، که چقدر و چگونه و در چند قسط و کی و کجا پول را بگیرند!! من ۲ تا علامت تعجب گذاشتم، شما اما بیش از این باید تعجب کنی. خیلی بیش از این.

 

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در شنبه 1390/04/18 و ساعت 1:0 |

یا لطیف

کاملا با ربط

حضرت آیت الله خامنه ای :

اگر در عالم ورزش، مسؤولان ورزش به اين دو كار بپردازند - يعنى از يك طرف، رسيدن علمى، برنامه‌ريزى دقيق براى ورزش از همه جهت؛ گزينش، تكنيك، كار، تربيت، تمرين و از طرف ديگر، رسيدن به فضاى فرهنگى ورزش - من خيال مى‌كنم كه محيط ورزشى ما پيش خواهد رفت و خيلى هم خوب خواهد شد.

ادغام "سازمان تربیت بدنی" و "سازمان ملی جوانان" و تاسیس وزارتی با عنوان "وزارت ورزش و جوانان" نقدهای بسیاری را دربرداشت. بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان در هر دو حوزه آسیب های احتمالی که متوجه هر یک از  زمینه های مربوطه می باشد را بررسی نموده، به گوش مسئولان امر رساندند و همچنین سودمندی های آن را هم بیان نمودند.

حال با معرفی وزیر پیشنهادی از سوی رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی این نقدها و نظرات بر روی شخص پیشنهادی می باشد. سید حمید سجادی همان گونه که بسیاری از خبرگزاری ها و سایت های مربوطه زندگی نامه و سوابق تحصیلی و کاری ایشان را گزارش نموده اند دارای سوابق تحصیلی و عملکردی بسیاری در حوزه ورزش و تربیت بدنی می باشد و از این لحاظ که مدیر شایسته هم تحصیلات دانشگاهی و هم حوزه فعالیت های شغلی اش باید در جهت اهداف کلی سازمان مربوطه باشد شاید سید حمید سجادی بهترین گزینه از میان نفرات پیشنهادی باشد.

آنچه قابل ذکر است، مدیریت ورزش کشور به تنهایی در زمان سازمان تربیت بدنی با چالش های بسیاری روبرو بود. حضور رؤسایی سیاسی بدون درک جامعی از ابعاد گوناگون ورزش، تاثیرات و کارکردهای آن در تمام زمینه ها باعث می شد با حضور هر رئیس و تیم معاونانش ورزش کشور در یک حوزه خاص پیشرفت کند و بقیه حوزه ها باز بماند. سازمان ملی جوانان هم با وجود گستردگی مسئولیتی که در قبال قشر جوان داشت هنوز از سازوکار مشخصی برخوردار نبود. همان گونه که مشخص است با ادغام این دو سازمان، تشکیلات وزارتی جدید حتما با چالش ها و  معضلات بسیاری روبرو خواهد بود.

جهت پیشبرد چنین تشکیلاتی، وزیر مربوطه و معاونانش و مدیران کل تا رده های میانی باید همسو و هم نظر، متخصص و با تجربه، با نفوذ و تاثیرگذار باشند. نبود هریک از این مشخصه ها می تواند "وزارت ورزش و جوانان" را با عدم تعامل و مشکلات پیچیده ای رودرو کند. سید حمید سجادی یا هر شخص دیگری باید تیم مدیریتی خود را با بهترین گزینه های موجود بچیند و دیگر صاحبنظران و کارشناسان دانشگاهی و سیاسی ! باید این گروه مدیر را در تمامی مراحل با مشاوره های تخصصی همراهی نمایند.

مدیریت ورزش کشور پس از 30 سال است که مدیری مربوط دارد!!! سید حمید سجادی دارای دکتری تربیت بدنی و علوم ورزشی در گرایش مدیریت ورزشی ست. استاد دانشگاه و کتب تالیف شده ایشان در این گرایش در بسیاری از دانشگاه های تربیت بدنی تدریس می شود همچنین سوابق اجرایی بسیاری در مدیریت ورزشی دارد. به هر حال با توجه به مشکلات و معضلات پیش روی "وزارت ورزش و جوانان" در صورت عدم موفقیت چنین شخصی نمی توان رای به این نظریه داد که متخصصان، کارشناسان و مدیران ورزشی توانایی اداره تشکیلات خود را ندارند!!!

امید است با به کارگیری تخصص، تجربه و ترفندهای مدیریتی مسئولان ورزشی کشور موفق و پیروز باشند.


پی نوشت : این مطلب تقدیم می شود به ن خ بزرگوار (:

سوابق سید حمید سجادي؛ وزير پيشنهادي وزارت ورزش

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=9003241432


 

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در یکشنبه 1390/03/29 و ساعت 11:45 |
یا لطیف

کاملا با ربط :

حضرت آیت الله خامنه ای :

فاطمه‌ى زهرا، صديقه‌ى كبرى‌ (سلام اللَّه عليها)، بزرگترين بانوى تاريخ بشر، افتخار اسلام، افتخار اين دين و افتخار اين امت است..... پروردگارا ! به محمد و آل محمد بركات زهراى مرضيه را در كشور ما، جامعه‌ى ما و دلهاى ما مستدام بدار.

هدیه به بزرگ بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س)

یک وجه بسیار مهم در وظایف مدیریتی رؤسای تربیت بدنی و ورزش کشور در هر کشوری تشویق مردم جامعه به ورزش و سرمایه گذاری جهت به وجود آوردن امکانات و تجهیزات لازم در سطح گسترده برای تمام مردم می باشد. ارزان بودن و سهولت دسترسی مردم به امکانات و تجهیزات ورزشی یکی از دستور العمل های مدیریتی در کشور های پیشرفته می باشد. بانوان در حکومت اسلامی از جایگاه محترم و والایی برخوردارند، حق رأی، داشتن شغل  و فعالیت های اجتماعی از واضحات این جایگاه می باشد. یکی از جنبه های فعالیت های اجتماعی برای بانوان ورود به عرصه ی ورزش است.

درصد دیدگاه های روسای سازمان تربیت بدنی درباره ورزش بانوان

 

ورزش بانوان

مصطفی

 داودی

اسماعیل

داودی شمسی

احمد

درگاهی

حسن

غفوری فرد

مصطفی

هاشمی طبا

محسن

مهر علیزاده

محمد

 علی آبادی

علی

سعید لو

جمع

تعداد

روسای سازمان

2

 ٪ 5/10

9

1/28 %

4

0/25 %

8

6/27 %

8

6/18%

6

5/11%

21

7/15 %

1

5/12 %

59

7/17%

 نگاه گذرایی بر این جدول نشان می دهد با وجود مشکلات و کمبود های پس از انقلاب اسلامی و از زمان جنگ تحمیلی مسئولان ورزش کشور بیشتر از دوره های اخیر به ورزش بانوان پرداخته اند و درباه ی آن صحبت داشته اند. متأسفانه با محکم تر شدن پایه های انقلاب اسلامی، جوان تر شدن جامعه ی ایران اسلامی که نیمی از جوانان را بانوان تشکیل می دهند، احساس نیاز بیشتر به تفریحات سالم از سوی جوانان جامعه، تأکیدات مقامات رهبری و رؤسای جمهور به توجه به این نیاز و اهمیت ورزش بانوان در آمادگی جسمانی عموم مردم، تأکیدات و سفارشات از سوی رؤسای ورزش کشور نادیده گرفته شده است. کمبود فضای ورزشی مناسب برای بانوان کشور، کمبود فرهنگ سازی مناسب برای پرداختن به ورزش در خانواده ها، بی توجهي به فواید ورزش بانوان به عنوان تربیت کنندگان اصلی که سازنده ی روحیات شاداب و آمادگی جسمانی برای یک نسل از جامعه است، می تواند دلیل كاهش گرايش بانوان در تمام سنین و فرهنگ ها به ورزش و تفريحات سالم باشد.

امید است با برنامه ریزی های مدیریتی اصولی، راه برای ورزش سالم، همگانی و حرفه ای بانوان سرزمین ایران اسلامی هموار شود.

منبع : تحلیل دیدگاه های شخصیت های اثر گذار در ورزش ایران (جایگاه ورزش در گفتمان امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای، تحلیل دیدگاه های روسای جمهور و روسای سازمان تریت بدنی درباره ورزش از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۸). پایان نامه کارشناسی ارشد.

 

 

+ نوشته شده توسط مهره اضافه در سه شنبه 1390/03/03 و ساعت 0:13 |


Powered By
BLOGFA.COM